X
تبلیغات
((مهر جلین))







































((مهر جلین))

شعر و ادبیات

۱-بالا می آورم زندگی را-روی تو –که سادگی را به من یاد دادی –آینه!

2-شایدهرکس را درقبرخودش بگذارند ،اماهمه را دریک قبرستان دفن می کنند!

3-به پلک زدنی فاتحه روزوشب را میخوانی !

4-فکرکنم عاشق ترین مرد دنیا باشم ،وقتی دلم برای تمام دختران دنیا لک می زند!

5-سلوک فلسفیدن اصیل ،فیلسوف رااز هبوط در برزخ پیشه شدگی اندیشه خواهد رهاند!

6-باهیچ تیشه ای ،ریشه درخت اندیشه از بیشه تفکر کنده نخواهد شد!

7-جاذبه چشمانت، قانون جاذبه نیوتن را ابطال کرد!


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1392/01/14ساعت 12:28 توسط حسین پائین محلی | |

نوروز ازدریچه حکمت انسی

به گفته یکی از شرق شناسان ایرانی قومی تمام اسطوره ای است  که کل ساحت وجودی قوم خودرا دراسطوره تعریف کرده است که درساحت عین با الگوقراردادن ان آرکی تایپ ها به کنش وواکنش درمقابل دیگری وخود پرداخته است.این اسطوره ها تنها نقش صرف ذهنی ندارند  بلکه دربطن زندگی ایرانیان حضوردارند .نوروز نقطه اوج وتعالی زمان اندیشی ایرانیان است  که آدمی رااز فضای زمان فانی  مکانیکی نیوتونی و واتچ کانتی به زمان باقی رهنمون می کند  واز مکر لیل النهارزمان غربی  که ادمی را درساحت غفلت تعریف میکند عبورمی نماید وبه سمت پس فردای تاریخ با یاد عهدازلی انسان درعالم پری روزی که وجود انس وانس وجود بود می اورد.این یاداوری تکراراست اما تکراری نیست .نوروز افق انسان است درتکرار خویش چراکه این نسبت  انسان را متذکر رابطه اصیل با خویشتن ووجود می کندکه انسان دچارروزمرگی نشود  واز حقیقت وجود ووجود حقیقی  فاصله نگیرد  وان را به ورطه فراموشی  نسپارد .نوروز علاوه برا انکه زمان حقیقی –زمان باقی –را به ما نشان می دهد مارادرحقیقت زمان قرار میدهد وان نگرشی است که صیرورت عالم را ازدریچه حکمت الهی می بیند وبه تعبیرتوین بی تاریخ را اراده الهی می انگارد تا شاهد تحقق ان باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1391/12/26ساعت 7:22 توسط حسین پائین محلی | |

باسلام.واسه عید ان شائ الله شعرایی از حقیر ودوستان دیگه تقدیم خواهد شد....کم کاری مارو تو به روز رسونی این وب ببخشید....یا علی
نوشته شده در دوشنبه 1391/12/21ساعت 14:17 توسط حسین پائین محلی | |

کتاب "شرح اسم"توسط هدایت الله بهبودی نوشته شده که به بررسی زندگی مقام معظم رهبری از بدو تولد تا انقلاب اسلامی می پردازد.این کتاب توسط مرکز پژوهشهای سیاسی چاپ شده.نویسنده از جمله پژوهشگران انقلاب اسلامی است که درحوزه تاریخ نگاری اثار قابل توجه ای از خود به یادگار گذاشته.همچنین سردبیری ماهنامه مطالعات تاریخی را بع عهده دارد.کتاب حجیم است اما کشش خوبی دارد.بنده این کتاب را درچند روز خواندم.از جمله مواردی که می توان به آن اشاره کرد دستگیری توسط ساواک وشکنجه همینطور مسافرت رهبرعزیزمان به گرگان هست.این کتاب حدود ۹۰عکس تاریخی هم دارد که بسیار تازه وجالب می باشد.(ادامه دارد)
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1391/10/12ساعت 13:56 توسط حسین پائین محلی | |

با زودی یک سری از شعرهاوهایکووارها از حقیرودوستان دیگر دراین وب تقدیم می کنیم.دوستی گفت ظاهرا وبلاگ شماخواننده ندارد وبه ایشان عرض می کنم:به قول نیچه:نوردورترین ستاره ها دیرتربه ما خواهد رسید درحالی که شاید عده ای ندانند درکهکشانی دیگر ستاره ای هست که نورش به طرف ما می اید اما دیرتر!
نوشته شده در سه شنبه 1391/10/12ساعت 13:48 توسط حسین پائین محلی | |

کفش هایم پاره

پاهایم

همه از تاول پر

راه رفتن

نیست کارم

چاره ام پرواز است

چه خیالی ...چه خیالی

پر پروازم کو؟

کاش می شد که کبوتر بودم

کاش می شد...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1391/07/12ساعت 7:56 توسط حسین پائین محلی | |

کلبه ای  خالی

که مرا می خواند

چه صدایی ...چه صدایی

این ندای دل یک پیر زن است

کلبه می خواهد بگوید که نرو

پیرزن با سایه اش تنهاست

کلبه آن شب تا سحر

بامن از روزگار بی فروغ پیر زن می گفت

اشکهای پیرزن برگونه های کلبه می بارید

پیرزن آن کلبه بود

کلبه اما همچنان خالی...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1391/07/10ساعت 10:56 توسط حسین پائین محلی | |

جغرافیای ما

بین درخت و دریا

 از اتفاقات سرخ استقبال می کند

بین درخت ودریا

رفت و آمد پرندگان تماشایی است

چندان که تو را می شناسم

در شگفتم

چگونه پرندگان سواحل کارائیب

چشم های تو را

در آن ضیافت آبی

                 ادامه ندادند(ادامه دارد)


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1391/07/08ساعت 7:48 توسط حسین پائین محلی | |

شعری از ارنستو چه گوارا
باز سرایی : سید علی صالحی



کلمه نجات
می توانستم شاعری باشم
ولگردِ قمارخانه های بوينس آيرسمَحفِل نشينِ خواب و زن و امضاء وُ
اعتياد.
نوحه سرايِ گذشته های مُرده
گذشته های دور
گذشته های گيج.
اما تا کی... ؟
از امروز گفتن
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1391/06/29ساعت 7:58 توسط حسین پائین محلی | |

۱-خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

                                           حسین منزوی

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1391/03/03ساعت 14:2 توسط حسین پائین محلی | |